من ديگه اون آدم قبلي نيستم؛ ديگه نميخوام چشامو ببندم ودهنمو باز كنم ؛ الان خيلي وقته كه : چشامو بــــــــــاز مي كنم و دهـنمـو مي بندم ! ميدونم خودت ميتوني از چشام بخوني هرچي كه بايد از لبام بـشـنُـفي ~~~~~ §p: از وقتي دارم يـتـيـم بودنو تمرين مي كنم ، فهميدم بيـــپــدري! not only درد جانسوزي نيست، but also يه امكانه كه خودتو بسازي، شايد يه جور ساختن، كه مصالحش خورده هاي شكسته ي غرورت باشه !
+ پنجشنبه 10 اردیبهشت1388 ---- ایـ ـزد بـانـ ـوی گـ ـورسـتـآن |