|
|
هـمــيــشـه بعد از فـشـارهــآي روحـــي ِ نــآشــي از شُـكــهــاي عصبــي ِ شــديــد، يـــك جور آرامش خــاص در بـر ميگيــرَتــم ! انــگـار ظرفــيـــت ِ به آخـــر رسيدهي روحـــم، با آن تنــش خودش را ترمـيـــم ميكند ؛ درست مثل آن پـــارچ ِ لـبـــريــز از آب، كه وقـتـي يك ليــوآن ِ پر از آب را مـحــْكـم رويش خالــي ميكني، ســرّريــز مـيشود و بعد از آن اَنـدكي سرش خــالــي ميگـردد . Pi.Es: ظرفـيـت ِبه اتمام رسيدهي روح و اعصـاب ِ نـداشـتـهام، مثل پـــارچ ِ مـذكـور مـرتبــاً پـــــــــر و لـَبــْـــ ـپـُـر ميشـود L هـمــاكـنــون نـيـز لـَبــْـــ ـپـُـر است (!) مـن با دينــي كه نــدارد كـاري نـدارم! اما بــــِلـْـحـــق بــــآنــويــــي با مــرآم است و در اين دنيـآي مجــازي و حتي آنيـكـي دنـيـاي ديگر! بنده را شرمندهي مــرآم خود كرده است ! لذا از همين تريبـون لطف ميكنم و اجازه ميدهم هر وقت حــال كرد بيايد و موسيقي ِ لطیف ِ بكــگراند ِ گـور ِسـتـآن، كه زحمت ِ پخش ِ آن بر دوش خودش بودهاست را با لذت ِ وافــر گـوش نمـايد. »» مدتــي هـسـت كه بـه اين آهــنــگ مـعـتـآد شدهام !
+ سه شنبه 28 مهر1388 ---- ایـ ـزد بـانـ ـوی گـ ـورسـتـآن |
ريــــاَكـْـشـِنهاي متفاوتي ميتواند از آدم سر بزند كه همهاش بستگـي به چيزهاي مختلفـي دارد ! اصلن هم نميتوان همه را با يك * حــكــم ِ كـلـّـي از نظر گذراند ! من البتـه خودم هيچوقت اهل هياهــــو كردن و قيلو قال راه انداختن نبودهام ... چيزي كه هست هنوز نميدانم وقتي يك آدم مـحــتـرم (!) كه مدتــهـاست ميشناسياش قصد دارد يك جورايــي نقش متجاوز را بازي كند و تو را مورد تـجـاوز! قرار دهد، بايد چه كرد؟
بــ ِ تـاريخ ِ امــروز (!) : ادامـهي ايـن پـسـت بـنـآبــ ِ مـسائل ِ 3QriT * هر حــكــم ِ كـلـّـي خـطـرنـاك است . حتي همــيــن حــُكْـمـْـ
حـــــــذف شــد (×)
خنــدهدآر آمد به نظرم:
امروزه جلـوگـيـري از بـآرداري بـراي زن با تـوسل به علم ريـاضـي كاملاً قانونــيست، حال آنـــكـة استفادهي او از علم فـيـزيـك و شـيـمـي براي منظـوري مشـابه مـمـنـوع است (!)
+ شنبه 25 مهر1388 ---- ایـ ـزد بـانـ ـوی گـ ـورسـتـآن |
» منسوب به ولـتر « ( وقتي از او خــواسـتند در بـستـر مــرگ از شـيــْـطـان تـبـري جويد : ) حــآلــآ ديــــگر وقـــت ِ دشـمـن تـرآشـي نـيـسـت (!) بــــَـد چـيـزيست اين آمـپــولـــآنـــزا !
+ یکشنبه 19 مهر1388 ---- ایـ ـزد بـانـ ـوی گـ ـورسـتـآن
○● از جاييكه تو ميآيي من ذوق كردهام – امـّـا – اول سـلام ميكني؟ يا نـه؟ اگر سلام كني، يعني با ادبي Pi.Es: فردا روز ِ جهاني كودك؟ اين اولين شعر سپهر در سن 8سالگي ميباشد كه من خواستم يكجا ثبتش كنم ! ●○ شش سال پيش وقتي مادر چنديـــــن ساعت زير عملي مانـد كه شايد نميماند (!)، هر وقت تا پشت در اتاق عمل ميرفتم و چشمم ميخورد به " الا به ذكر الله تطمئن القلوب" اعصاب نداشتهام بر هم ميريخت ! ... تصور ِ تكرار آنـروزها، رعشه به تنم مياندازد اينـروزها ! L ميگرن لعنتي هم گويا ميخواهد سنگ تمام بگزارد و تحمل ِ اين وضع را صــد دو چــنــدآن دشوارتـــر سازد. ●○●○●○●○●○●○●○●○●○● 1 aDd ques6en: اگر ذهن چيزي باشد كه با آن فكر ميكنيم كه فكر ميكنيم، ذهن ِ من هـِـي فكر ميكند كه دارد به جريان اين "يـوري گـاگـاري" فكر ميكند (!) يعنــي واقـعـاً همهاش كار هـآليوود بوده آن تصويرهـا؟ آ ي آ؟
+ پنجشنبه 16 مهر1388 ---- ایـ ـزد بـانـ ـوی گـ ـورسـتـآن |
¿ آدم مواقعي كه گـيـر ِ ِ يـك سري به اصطلاح آدمهاي خـنـگ.مسلكي بيفتد كه نميتوانند در آن ِ واحد هم بـگــ.و.ز.نــد و هم آدامس بجوند (!)، ناخودآگاه به امانــَـتداري ِ آنها واقف ميشود؛ اينها معيار صحيحي از شعري معروف هستند: آسـمـان بـار امـانـت نتـوانست كـشيـد، قرعه ي فال به نام اين خنگ.مسلكها زدند تا مغز محترم ِ نداشتهشان را آكــبـند به ملكالموت تحويل دهند ! ... چههــــــــــــا كشيدم تا از شر ّ ِيكي ازاين ابلهدلـان سادهلعاب ! رها شدم ! ♂♀ زير نــاف از ديــن و ايــمـــان خـبـري نــيــسـت ... متعاقباً و نصفهنيمه مرتبتـاً ! عرض شود كه دوست تو كسي است كه از *همـّه چيز تو با خبر است و با اين حال دوستت ميدارد. .... * حالا نه لزومـَنـَم هـمـّـهچـيــز :دي ± اين حرف را بايد با آبطلا نوشت و قابي از نقره به دورش كشيد و در صورت ساپورت ِ مالي با الماس تزئينش نمود : ( هــرچــي سـنـگـه، لاي پـاي مـنـگـه ) "!" .... و مـــن از آب انبه كه بگذريم، در دنيا بيش از همه از راني هلو متنفرم ! ☼ روزهاي سختي را ميگذرانم، يك جور پـوچـي مطلق يا نسبي! يا از اينجور ادا اطوارها! نـيست؛ در روزهاي هفته گم شدهام! اگر موبايلم روزها را نشان ندهد، فرقي بين پنجشنبهها و سهشنبهها و سايرين نميبينم L ... در چنین خشک هوا ، کز تُف داغ دَمـَش ، هر خیال خامی پخته نماید به نظر ، با چه سنجم آخر فکرم را؟
+ چهارشنبه 8 مهر1388 ---- ایـ ـزد بـانـ ـوی گـ ـورسـتـآن |