|
|
تا اطّـِلاع ِ ثـانـوی، گـــــور ِ ستان تـَعـطـیـل می باشد. Pee.Es: وَسَّـلام (×)
+ چهارشنبه 22 اسفند1386 ایـ ـزد بـانـ ـوی گـ ـورسـتـآن |
شله زرد ِ نذری بود، که بود! ... دوس نداشتم رووشو با دارچین ضربدر بزنم و مثل این سنتیا با خلال بادوم گل بکشم و گردپسته و نارگیلو دایره وار بریزم رووش! من آدم ِ مـُدِرنی ! هستم ! اصلن مگه کسی هست بگه پـیـکـاسـو ! نقاش بدی بوده؟ ها؟ خیلی دلتونم بخواد ظرفای شله زردو پیکاسوگونه طراحی! کردم. تازه برین کلاتونو بندازین آسمون هفتم که نخواستم روو ظرفـا لبخند ژکـونـد بکشم ! × میگما زیاد که تابلو نبود تا چه حد کدبانو هستم؟ ها؟ ! :دی
+ شنبه 18 اسفند1386 ایـ ـزد بـانـ ـوی گـ ـورسـتـآن
اینجا که بود هر وقت دروغ می گفت، اخم می کردم و بهش میگفتم: دروغـگــو دشمــن ِ خـداسـت ! عصبانی می شد و می گفت: دروغگوها احمقای بی شعورن، * گــُرازن، شیطونن که رووشون آب می ریزیم نابود میشن، (فیلم زیاد می بینه!) خلاصه اینکه میونه ی خیلی خوبی با خدا داره... نگاش که می کنم یاد بچگیای خودم میفتم! دقیقن سرنوشتش مثل مال من شده، بزرگ که بشه میونش با خدا به هم میریزه، الان بچس، نمیفهمه ! گذشت ... تا اینکه یه روز که با چند تا از بچه های هم سن و سال خودش حرف می زد، شنیدم بهشون می گفت: دروغ اصن خوب نیستا ... دروغـگــو ِ خـداسـت ! (!) توو دلم گفتم: کجان اونایی که می گن حرف راستو باید از زبون بچه شنید؟! ◊▪◊▪◊▪◊▪◊▪◊▪◊▪◊▪◊▪◊▪◊▪◊▪◊ * گرازه رو یه جور خاصی میگه؛ معنیشو نمیدونه... یعنی با قراضه قاطی کرده، گرازه رو اینطوری بخونین: گراز+قراضه.... (به جای ق بزارین گ !) §p.: وقتی پیشمه، شبا که توو بغلم مییخوابه بـِـم میگه : مامان !... دوریش عقده ایم کرده!
+ پنجشنبه 16 اسفند1386 ایـ ـزد بـانـ ـوی گـ ـورسـتـآن |
فک کن ترم آخر ِ مترجمی زبان انگلیسی باشی و توو کلاس ِ testing بر و بر به استاد نگاه کنی تا بلکه بفهمی چی به چیه ! استاد میگن: diagnostic به معنی تـشخیـص ... یا همون کـِـشتی ! هیچکی نمیخنده، ... استاد: کشتی ؛ تـَش خیـس ! ... کلاس منفجر میشه (!) ترم آخری فهمیدیم diagnostic یعنی کـِشتی :دی
+ چهارشنبه 15 اسفند1386 ایـ ـزد بـانـ ـوی گـ ـورسـتـآن
شنیدین میگن اگه تا 40 روز گناهـــیو ترک کنین بخشیده میشین؟ یعنی 40 روز قید اون گناهو بزنین. شنیدین؟! برام مهم نیست درسته یا نه، ولی از امشب تا 40 شب دیگه : stop ! سخته، خصوصن برا من.
+ جمعه 10 اسفند1386 ایـ ـزد بـانـ ـوی گـ ـورسـتـآن
بولوف زدم، خواستم کم نیارم جلوت ... تو واقعن فک کردی من میدونم sangria* چیه؟! من توو همون ابسولووت با طعم ِ گیریپ فوروتش موندم. ببین منو: من که هزاربار گفتم : اونقدرا که تو مست میکنی ، فکر نیستم ! تو واقعن فکر کردی من مست کردم؟ کی میگه من بد مستم؟ من فقت کـیـنـه شـتـریــم ! ؛ قهر نمیکنم.... ولی وقتی قهر کردم سرمم بره دیگه آشتی نمیکنم !!! تو چطور؟ حیف که از روسا بدم میاد، وگرنه vodka خوری رو یادت میدادم. راستی چرا دلیلشو ازم میپرسی؟ مگه نشنیدی میگن: شراب ار خـر خورد پالان ببخشد؟ ها؟ □■▫▪□■▫▪□■▫▪□■▫▪□■▫▪□■▫▪□■▫▪□■▫▪□■▫▪□■ 1p.S: از نظر من "شتر- گاو- پلنگ " همون قدر متناسبن که: beer- wine "- soda " ! 2P.S: صرفن نوشتم. That's all ... *: واقعن میدونم چیه!
+ جمعه 10 اسفند1386 ایـ ـزد بـانـ ـوی گـ ـورسـتـآن |
مــتــنــفــرم از اینکه یکی - هر کی – وقتی نشستم جلو کامپیوتر واسته بالا سرم و به مانیتور زل بزنه ! اینجور وقتا اصولن بیخیال کارم و کامپیوترم و جر و بحث ! میشم ... درست مثل همین اَ ل آن (!) Pi.Es1: شعور اجتماعی هم خوب چیزیه والـّا ! بـلـّـا ! Pi.Es2: حالا چی هست؟ ... همین شعور اجتماعی رو میگم :دی
+ پنجشنبه 9 اسفند1386 ایـ ـزد بـانـ ـوی گـ ـورسـتـآن |
1) دست مریزاد آق امین ، بازی باحالی بود. مرسی. 2) ما توو خونمون 2تا کتابخونه قدیمی داریم، مثل ایــــن ! خدایی کتابای نابی میتونی توش پیدا کنی. 3) از الان بگم کیا رو دعوت کردم: وحشىــىـی که دعوت داره =» ســعــیده، اوس رئــیـس، دســتــپاچه، آبستینوس (یه بار منو یه بازی دعوت کردی، نخوای تلافی کنیا)، عاطفه، سوته دل و در آخر اوســتـــای محترم. بسم الله ! دِ هــَـ . ادامه مطلبو بخون خودت قانون بازیو می فهمی. ایش 4) بد پدری از من در آوردن این کتابا ! :
ادامه مطلب
+ یکشنبه 5 اسفند1386 ایـ ـزد بـانـ ـوی گـ ـورسـتـآن |
وقتی صدای کتشو که روو چوب لباسی توو سالن آویزون می کنه میشنوم، میفهمم اومده. امروز اومد ... ساکت روو تختم دراز کشیده بودم.... از مامانم پرسید: آرزو نیست؟! بدون اینکه منتزر جواب بمونه گفت: هـسـت، بـوشو می شنوم! عطرش خونه رو پر کرده! ... آرزو؟ جواب ندادم، یاد بچه گیام افتادم که وقتی میومد می پریدم بغلش، اونروزا بهم می گفت: تو یه گلی که خدا از بهشت برام فرستاده! منو نفس می کشید. *دوســـ ِ ش داشتم. ₪₪₪₪₪₪₪₪₪₪₪₪₪₪₪₪₪ To father: گلا مراقبت می خوان، وگرنه خیلی زود پژمرده می شن، حتی بهشتیاشون. ... ... یه روز میاد که میای، ... هـسـتـم، ... ولی بومو نمیشنوی! * دوســـــ ِ ش دارم.
+ پنجشنبه 2 اسفند1386 ایـ ـزد بـانـ ـوی گـ ـورسـتـآن |