|
|
سگی را گر کلوخی بر سر آید ز شادی بر جهد کین استخوان است سنگ میزنی توو سرش ولی اون واست * پارس میکنه! حیوونی! ◊▪◊▪◊▪◊▪◊▪◊▪◊▪◊▪◊▪◊▪◊▪◊▪◊ آره! تا وقتی پارس می کردم سگ خوبی بودم…. همش میگفتن : ببین حیوون به این میگن! ؛ وفــــــــــادار . نـه؟ خوب اگه قبولم داشتین، اگه باور داشتین سگـــــــ م و وفـادار، پس چرا حالا تعجب کردین از رفتارم؟!!! کار عجیبی نکردم که ! ؛ همه ی سگــــــــ ها پاچـه می گیرن ! * = واغ واق !
+ دوشنبه 29 بهمن1386 ---- ایـ ـزد بـانـ ـوی گـ ـورسـتـآن |
بس است! می خواهم به خانه بروم این لباس زندان را در بیاورم و نمایش را ترک کنم. اما در این بند انــتـظـار می کشم چون می خواهم بـدانم آیا تمام این ایام را گناهـکار بوده ام؟ h Pink Floyd
+ شنبه 27 بهمن1386 ---- ایـ ـزد بـانـ ـوی گـ ـورسـتـآن
هر کار که فکر می کنین درسته، همونو انجام بدین ؛ چه می دونم! مثلاً * علاج واقعه رو قبل از حادثه بکنین ! و از الان شروع کنین به تدبیر اندیشی و هزار تا کوفت و زهر مار ِ دیگه که فکر میکنین باید انجام بدین .... یا صبر کنین و دست روی دست بزارین تا وقتی که بلا بیاد، اونوقت دست به کار بشین و کاسه ی چه کنم، چه کنم؟! بگیرین دستتون و بگردین دنبال یکی که از توو منجلاب بکشتتون بیرون... من با این کارا، کار ندارم، فقت یه چیز می خوام : تو رو خدا این یه دفعه نـوشــــ دارو رو قبل از مرگ ِ سهراب برسونين ! ●◦●◦●◦●◦●◦●◦●◦●◦●◦●◦●◦●◦●◦●◦● » خسته شدم از بس حدس زدم نوشدارو چه مزه ای داره؟ می خوام طعم نوشدارو رو بچشم ! حتی اگه شده 1 دفعه. * یا شایدم علاج حادثه رو قبل از واقعه می کنن! ... حالا این حادثه با اون واقعه چه فرق داره (¿) !
+ چهارشنبه 24 بهمن1386 ---- ایـ ـزد بـانـ ـوی گـ ـورسـتـآن |
اینو دوست داشتم !
+ پنجشنبه 18 بهمن1386 ---- ایـ ـزد بـانـ ـوی گـ ـورسـتـآن
نـیـچـه: در کوهستان کوتاه ترین راه، از قله ای به قله ی دیگر است،... اما برای گذشتن باید پاهایی دراز داشت . Pi.Es: به من نیومده جملات قصار ! بخونم ؛ اینو که خوندم ناخودآگاه به یاد کارتون بابا لنگ دراز افتادم ! ! !
+ یکشنبه 14 بهمن1386 ---- ایـ ـزد بـانـ ـوی گـ ـورسـتـآن
میگن درست در لحظه ی مــــرگ 21 گـرم از وزن هرکس که داره مـیــمــیـره کـم میشه ... و مگه 21 گـرم چقدر ظرفیت داره؟ مگه چی از ما کم میشه؟ مگه چی میشه اگه ما 21 گرم از دست بدیم؟ با رفتن اون چی میشه؟ مگه چقدر ارزش داره؟ 21 گرم ... وزن یه سکه ی 5 سنتی ... وزن یه مرغ مگس خوار... یه تیکه شکلات... .... .... 21 گرم چقدر وزن داره؟! h برگرفته شده از فیلم 21 گرم (پست پایینی + این پست ) ... ₪₪₪₪₪₪₪₪₪₪₪₪₪₪₪₪₪₪₪ p.S: مسئله اینجاست: وقتی مُردیم 21 گرممون کم میشه؟ یا 21 گرم که ازمون کم بشه، میـــ میـــ ریـــم؟ آیا؟ تو رو نمیدونم ولی برا وزن من حتی 1گرم هم کلی ارزش داره ! §p.: در رفتن ِ جان از بدن، گویند چــنــد نوعی سخن؟ !!!
+ پنجشنبه 11 بهمن1386 ---- ایـ ـزد بـانـ ـوی گـ ـورسـتـآن |
... Life has to go on … With … or withOut God !
+ چهارشنبه 10 بهمن1386 ---- ایـ ـزد بـانـ ـوی گـ ـورسـتـآن
قال استاد: فرمول Correlational کور است؛ یعنی فقط اعداد را میبیند =» گاهن بین دو پدیده ی کاملن مختلف رابطه برقرار می کند. Pi.Es 1: Correlational غــلــط می کند (!) Pi.Es 2: از خرخون جماعت سر امتحان توقع مدد نداشته باش، خصوصن اگه یه اصفهانی باشه ! چون در اونصورت دیگه فکر نمیکنی Correlational کور است ؛ اونوقت به خودت شک میکنی و فکر میکنی شـایـد تــو کــوری !!!
+ یکشنبه 7 بهمن1386 ---- ایـ ـزد بـانـ ـوی گـ ـورسـتـآن
زدم زیر قانون ِ بازی؟ فقت می خواستم باهات مُچ بندازم و دستتو بزنم زمـــیـــن، اونم به تلافی ِ قدیما که با 2 تا دستام هم نمیتونستم دستتو بزنم زمین ! ▪▪▪▪▪▪▪▪▪▪▪▪▪▪▪▪▪▪ ولی نفهمیدم چـــی شد که مــچــتــو شکستم !!! من عاشق قانون شکنی ام، ولی ایندفعه بهم نگو زدم زیر ِ قانون بازی! می دونی؟ با این کار امتیاز دوبل گرفتم ! ◙◘◙◘◙◘◙◘◙◘◙◘◙◘◙◘◙ §p.: از همون اول وقتی میگفتیم: _گردو، _شکستم. _بادوم، _شکستم ... میدونستم بازنده ی بازی هستم !!!
+ چهارشنبه 3 بهمن1386 ---- ایـ ـزد بـانـ ـوی گـ ـورسـتـآن |
جدی جدی، ژاپنیا اینارو چه جوری می نویسن؟ کسی اینجا ژاپنی می دونه؟ اینا حرف هستن یا کلمه؟ آیا؟ اینارو تایپ هم میکنن؟ !!! ~~~~~ §p.: خدایی، خودمونیم!، نوشتن اینا کار ِ خیلی سختیه ها ! ... فکر کنم واسه همین مدل نوشتنشونه که به ژاپنی ها می گن: " مـلـت سـخـت کوش ! " مگه نه؟ (:دی) آیـا ؟
+ سه شنبه 2 بهمن1386 ---- ایـ ـزد بـانـ ـوی گـ ـورسـتـآن |