تبليغاتX
بـ‌ه گـ ــ‌ورسـ ـتـ ـان خـــ‌وش آمـدیـد

جونش رو نذر کرده بود تا شفا پیدا کنه!

من ولی خواستم بهش بگم: تو اگه خیلی به فکرشی خودت رو براش قربونی کن ، آخه ی گوسفند ِ بیچاره چی از نذر واسه شفا حالیشه؟

 

همچینی با چشماش به چشمام زل زده بود که مجنون به لیلی ! هرکی نمی دونست فکر میکرد گوسفنده 1 شبانه روز توو دیگ پخته می شده! هر کار کردم نتونستم به سیراب شیردون، مغز و زبون، کله و پاچه اش لب بزنم! (( تا حالا که لب نزدم))

 

ولی خدا پدرش رو بیامرزه، بدجور هوس جگر در دل می پروراندم.

به سیخ ِ جگر که گاز میزدم دو چیز برام تداعی شد:

1)       کباب خوردن شـِـرِک !

2)       گرگ های گشنه که گوسفندا رو تیکه پاره می کنن.

x¤x¤x¤x¤x¤x

 p.s»

از هر دو طرف ی جور نوشته میشه؛ گــرگ. شاید واسه همینه که فکر می کنم دو رو نیست و به آدمیزاد شرف داره!

 ناجور به این حیوون ارادت دارم. شنیدم درنده ترین حیوون ِ درنده خو توو زمستونه، چون سرما اصلا آزارش نمیده، ولی گرسنگی بدجور گشنش می کنه! اونقدر که حتی به خودش ! هم رحم نمیکنه. ( اگه باور نداری، ایـنــو حتمی بخون )

 

P.S » »

هوا بعضی وقتا اینقدر سرد میشه، خصوصن نزدیکای * گـرگ و مـیـش ، که حتی گـرگـا، گوسفندا رو به خاطر پشمشون میخورن! منم ی مدتیه حسابی سردم میشه، بره مره نیاد نزدیک.

 

p.S » » »

یادم میاد ی روزگاری تصمیم گرفته بودم گــــرگ بشم، نمیدونم چی شد نشدم.!. یا شایدم شدم و خودم بی خبرم!

 

*  دزدیده شده، البت با رخصت ! ، از صاحاب شعر: قبض روح :

 

توي گرگ و ميش  ِ دنيا دس فروش شدن همه
يكي دل حـراج مـيـزاره ، یكي دشــنه مـيـخـره

 

+ چهارشنبه 18 بهمن1385 ---- ‌ایـ ـ‌زد بـانـ ـ‌وی گـ‌ ـ‌ورسـ‌تـ‌آن |


ميگه: بدهكارم شدم؟ يعني حق نداشتم ناراحت بشم؟

ميگم: وقتي ازت معذرت خواستم يعني چي؟

ميگه: يعني حق داشتم ناراحت بشم !!!

 

¤¤¤¤◊                                                                        

» p.s

نميشه گفت اولين بار بود ولي به ندرت پيش مياد همچين اشتباهي كنم كه نتونم هيچ توضيحي براش بيارم، جز اينكه بگم: بـبـخـشـيـد! ، مقصر من بودم .!.

 

+ یکشنبه 1 بهمن1385 ---- ‌ایـ ـ‌زد بـانـ ـ‌وی گـ‌ ـ‌ورسـ‌تـ‌آن